دلخوشم من به محالات رضا

این چند روزی که نبودم رفته بودم میهمانی،صاحبخانه آنقدر تحویلم گرفت و در حقم مهربانی کرد که به هیچ وجه دلم نمی خواست برگردم اما چه کنم که چاره ای نبود، دلم را پیشش گذاشتم تا بلکه به بهانه جاگذاشتن دلم زودتر به دیدنش بروم...

قربان آقا بروم،در خواب هم نمی دیدم که شب و روز میلادش در جوارشان باشم.خدا قسمت همه تان بکند،عجیب سفری بود....عجیب....

در بعضی لحظات با تمام وجود حس کردم آقا را...آقا علی بن موسی الرضا (ع) را...

___________________________________________________________________

* تو یکی از بهترین هدیه های آقا بودی برایم مریمی جان

 

 

دل من گم شد اگر پیدا شد،بسپارید امانات رضا

و اگر از تپش افتاد دلم،ببریدش به ملاقات رضا

از رضا خواسته ام تا شاید،بگذارد که غلامش بشوم

همه گفتند محالست ولی،دل خوشم من به محالات رضا

/ 2 نظر / 37 بازدید
اعظم/ عطش

"دلتنگی یَعنی ؛ کسی در شهر خود سر می کند اما ... دلش در کوچه های دور ِ حرم مانده آواره"

دانلود موزيک

با آرزوي بهترينها براي شما به منم سر بزنيد دانلود هر چي که فکر کني www.mosaken.com